تبليغاتX
شب نشینی

شب نشینی

طالع انتخابات را ببینید.

الان ساعت ۳۵/۵ دقیقه روز جمعه ۲۲ خرداد ماه ۸۸ است که دارم این مطلب را می نویسم قبل از اینکه بروم و رای بدهم گفتم ببینم رای و نظر حافظ چیست؟

بعضی ها عادت دارند استخاره باز کنند اما من به حافظ تفال می زنم.با حافظ یک نوع تله پاتی دارم حالا شما این حالات را بگذارید به حساب شرقی بودنم! من حافظ شناس نیستم اما شعرهایش را می ستایم حافظ دشمن دروغ ریا و تزویر است!! جریان انتخابات را تودلم از اول تا آخر برای حافظ تعریف کردم از غم و غصه مردم گفتم که گفت: بر سر آنم که گر ز دست برآید / دست به کاری زنم که غصه سر آید

از جانبداری ناجوانمردانه صدا سیما گله کردم  فرمود:صحبت حکام ظلمت شب یلداست و سرانجام مژده داد :آخر باغ شود سبز...

فهمیدم حافظ هم مانند بسیاری از هنرمندان فرهیخته این مرزوبوم به میرحسین رای می دهد هر چند  مثل من به وزارت کشور مشکوک است. غفلت حافظ درین سراچه عجیب نیست / هرکه به میخانه رفت بی خبر آمد

دست آخر از نتیجه انتخابات پرسیدم گفت:دیو چو بیرون رود فرشته درآید...                                         

غزل را خودتان در ادامه مطلب بخوانید:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 22 خرداد1388ساعت   توسط علی علی محمدی  | 

رنگ سیاه نشان حامیان احمدی نژاد!

رنگ هاتعریف دارند حتا درانتخابات واین نبوغ سرشار ایرانی جماعت را می رساند که هنر را هنر مندانه درکالبد سیاست می دماند! رنگ سبز نشان حامیان میر حسین این اولاد پیغمبر است وسفید به کروبیان می رسد که در مقابل تاریخ ایران روسفیدندوقرمز یک جورای به گروه خون محسن رضایی می خورد! اما این وسط حامیان احمدی نژادنشان دادند که به رنگ سیاه که کراهت دارد علاقه ویژه دارند واستاد سیاه کردن مردم اند وهمینطور بخشیدن طلای سیاه از کیسه خلیفه (صندوق ذخیره ارزی) به سیاه سوخته های قاره سیاه وپدرسوخته های آمریکای لاتین وعرب های ملخ خور دوروبر...کسانی که رنگ سبز رالجنی می بینندیا چشمانشان ضعیف است و یا اینکه آلبالو را گیلاس می چینندکافی است تا ۲۲خرداد منتظر بنشینند وببینندکه چگونه سبز اندیشان این سیه پنداران را که روزگار مردم ایران زمین را سیاه کرده اند تاهمیشه خدا سیا ه پوش خواهند کرد!
+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 خرداد1388ساعت   توسط علی علی محمدی  | 

رنج دراز

هرچه می پژمرد از رنج دراز  .                                    (نیمایوشیج)
+ نوشته شده در  جمعه 18 اردیبهشت1388ساعت   توسط علی علی محمدی  | 

بوی گل بنفشه

من فکر می کنم که شاه هم انسانی است مانند من . بوی گل بنفشه برای او همان است که برای من. (ویلیام شکسپیر)
+ نوشته شده در  شنبه 5 اردیبهشت1388ساعت   توسط علی علی محمدی  | 

حکایت پو ست خربزه

پسرم کوشش کن تا دشمن نیندوزی و اگر دشمن داشتی مترس و دلتنگ مشو ولیکن در نهان و آشکار از کار دشمن غافل مباش و هیچ وقت از حیله او ایمن مباش .از دو کس باید ترسید یکی از دشمن قوی و دیگری از یار غدار و دشمن خود را خوار مدار و با دشمن ضعیف چنان دشمنی کن که با دشمن قوی و مگو که او کیست و که باشد؟

حکایت 

شنیدم که در خراسان عیاری بود سخت محتشم و نیک مرد و معروف مهلب نام گویند که روزی از راهی می گذشت پای خود بر پوست خربزه گذاشت و افتاد آن مرد کارد کشید و پوست خربزه را پاره پاره کرد به او گفتند:ای خواجه تو مردی به این بزرگی و عیاری شرم نداری که پوست خربزه را به کارد میزنی؟مهلب گفت که:مرا پوست خربزه افکند من که را به کارد بزنم؟آنچه مرا افکند دشمن او بود و دشمن را خوار نشاید داشت اگرچه حقیر بود که هر که دشمن را خوار دارد زود خوار گردد.

پس دشمن در تدبیر هلاک دشمن باشد از آن بیشتر که او تدبیر هلاک کند تو تدبیر کار خویش همی کن و خود را از او حفاظت نما اما با هر کس که دشمنی کنی چون بر وی چیره شوی پیوسته دشمن خود را نکوهش مکن و او را به عجز به مردم منما زیرا آنگاه تورا فخری نباشد که بر عاجزی و نکوهیده چیره شده باشی و اگر او بر تو چیره شود تو را عیب و عار عظیم باشد که از عاجزی و نکوهیده شکست خورده ای.*۱


*۱-از پندهای امیر عنصرالمعالی کیکاوس بن قابوس به فرزندش گیلا ن شاه

+ نوشته شده در  جمعه 28 فروردین1388ساعت   توسط علی علی محمدی  | 

مربوط به عشق ...

ازتبار عشقم

ازتبار نیلوفران آبی

و

سروهای سربه فلک کشیده

من مربوط به عشق می شوم

وپدرم نیزبیاز*۱

وعمویم نیزآراز

نسل درنسل در دامنه ها ی البرز

عشق را فقط عشق رابه ارث برده ایم

سوار براسبان چابک

 تا انتهای تاریخ تاخته ایم

 

از گدیکاین منظر گاه سترگ

عشق رابه تماشا نشسته ایم

واینک

دلم برای آب چشمه ها

هیاهوی بچه ها

گرد وخاک گله گوسفندها

خستگی مفرط چوپان ها

وخانه های گلی وخوشه ها ی گندم

ودیدن زادگاه پدرانم

 وکوچه های باران زده

ونیایش نیاکانم لک زده...


۱:نام پدرم

۲: نام عمویم

۳:یکی از رشته کوه های بلند البرز

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 فروردین1388ساعت   توسط علی علی محمدی  | 

طنز گاوی!

به مبارکی امسال سال گاو است . به خاطرهمین اصلن نفهمیدیم سال کی تحویل شد!نه صدای توپی درآمد نه ساز ودهلی نواخته شدونه شمارش معکوسی...مع الوصف سال سال نیکویست ازبهارش پیداست الحمدالله باران زیاد می بارد گاوها همه نشئه تشریف دارند جوزیاد زیاد شده است سهم کنسانتره گاوها به عدالت توزیع می شود دهاتی ها همه راضی اند می گویند سال گاومعمولن فراوانی می شود چون گاو مظهر برکت است خاصیت دارد گوشت می دهد شیر می دهد گوساله تحویل جامعه می دهد انصافن گاو حیوان باشخصیتی است یک جورای جنتلمن است مرتب می دهد تااینکه بگیرد قبول نداریداز هندوها بپرسید!  اتفاقن من یک دوست دارم که مثل گاو می ماند مثل گاو می خورد مثل گاو می خوابد ومثل گاو می ...(احتمالن)ومثل گاو بی شعور است. چون نه کتاب می خواند نه شعر می گوید نه موسیقی گوش می کند نه فیلم می بیند نه مطلب می نویسد نه اعتراض می کند نه...هیچی دیگرگاو پیش ایشان پرفسور است.باز صدرحمت به گاو ... چشم بسته به من پیشنهاد می دهددرانتخابات آتی انجمن صنفی مطبوعات اعلام کاندیداتوری بکنم وامواج ها راه بیندازم وشگفتی ها بسازم!می پرسم :چطوری؟جواب میدهد :با گاوبندی با خالی بندی با...خلاصه این دوست شیرین ما مثل گاو مش حسن می ماند شیر نمی دهد اما ماشالله به شاشش!!!
+ نوشته شده در  جمعه 21 فروردین1388ساعت   توسط علی علی محمدی  | 

مرگ برمن باد!

۱- غرق شدن در گرداب بلا

پرت شدن از ارتفاع اورست

۲-خوردن یک مشت قرص قره قاطی بدون نسخه

خوردن خنجر پشت در پشت

۳-آمدن زلزله و ریختن دلت

شلیک یک گلوله در وسط خیابان به نام آزادی و اصابت به محتوای مغزت

۴-ناگهان سکته زدن... ناگهان رعدوبرق

در آتش سوختن و خاکستر شدن

۵-چه می دانم ۲cc آمپول هوا در ورید

بالاخره هرکس یک جور می میرد!

یکی در راه صلح یکی در راه جنگ

۶- اما من از غم عشق تو می میرم بی گمان...

مرگ بر من باد!

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 فروردین1388ساعت   توسط علی علی محمدی  | 

گوشه دلم

کسی در گوشه دلم نشسته است

که

خون دل می خورد

به ستاره ها چشمک می زند

به گوسفندهای ابی دایی سلام می دهد

کسی در گوشه دلم نشسته است

که مرا به اندوهستان می برد

کسی در گوشه دلم نشسته است

که

می خواهد در باغ آقاجانم قدم بزند

کسی در گوشه دلم نشسته است

که

دلش مثل من گرفته است

+ نوشته شده در  یکشنبه 16 فروردین1388ساعت   توسط علی علی محمدی  | 

نشانی من...

من به مرور عا شق می شوم 

و به مرور می میرم

تو گویی انگار هیچ

زنده نبودم...

نشانی قلب منwww دات کام نیست

بارانی است که

فردا غروب ساعت ۵ بعد ازظهر می بارد

+ نوشته شده در  سه شنبه 11 فروردین1388ساعت   توسط علی علی محمدی  |